نمی دانم چرا ان قدر دیر اینجا را پیدا کرده ام........خیلی دیر.......جایی که رسیدن بهش آرزوی من هم هست.
یک بچه لوس و ننر که آرزو دارد توی یک روستا معلم باشد.
چگونه به آرزویت رسیدی معلم مشهور تازه یافته...........
یک بچه لوس و ننر که آرزو دارد توی یک روستا معلم باشد.
چگونه به آرزویت رسیدی معلم مشهور تازه یافته...........
بعدا نوشت: چرا این روزها که خالم آن طور که می خواهم نیست.هرجا آمدم و به هرکدامتان سر زدم.حالتان آن طور که می خواهید نبود.زده اید گاراژ و هیچ به فکر آدم نیستید که خب یکی حالش خوب بماند حداقل که به بقیه روحیه بدهد......آهنگ این وبلاگی که الان جلومه هیچ می دانید دارد چه می خواند آیا؟؟؟؟..........خنجر برام بیارید........
به جان گربه عزیزمان قسم که ان قدر هم حالم بد نیست.ای بابا دست از سرم بردارید..من می خواهم معلم شوم.........
معلم و شاگردهایش.....
و یک لینک دیگر: نوشته ای کوتاه از جوجوی بوسه های خرامان
+ نوشته شده توسط اوین در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت
7:13 PM |

